سلام برخدا و سلام بر ماه مبارک رمضان
این شعر را به هم اتاقی عزیزم در مدینه و مکه، سید محمود تقدیم می کنم تا اگر سری به وبلاگم زد به روز شده باشم.
وای برحالم، شکستم توبه ام را بارها * * * * * باید از این گونه استغفار، استغفارها
همتی ای دل، که بندم دیده از دیدار غیر * * * * * تا بود با یار، در هر لحظه آم دیدارها
آن که جان دارد ولی از یاد جانان غافل است * * * * * کم بود از نقش بی جان بر روی دیوارها
بارمعبودا، مرا با ذکر خود، جانی ببخش * * * * * ورنه می میرد دلم همچون تن مردارها
تیری از تقوا و شمشیری ز طاعت بایدم * * * * * تا کنم با دیو نفس خویشتن پیکارها
وای بر حالم، اگر این جرم های بیشمار * * * * * * در لحد پیچید به دور گردنم همچو مارها
مستحق آتشم، یارب نسیم رحمتی * * * * * کز دل هر شعله بیرون آورم گلزارها
روزهای ما همه شب می شد از دود گناه * * * * * گر نبودی نالهی العفو شب بیدارها
یا مبر در دوزخم، یا چشم گریانم بده * * * * * تا ز اشک دیده ام خاموش گردد نارها
الهی العفو
منبع : خوانده شده توسط آقای سعید حدادیان شب23ماهرمضان83
لینوکس
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
سلام بر خدا ...


